دریایی پارس و کنش ایرانیان
بنام دادار داور
خلیج پارس
و بازتاب اینترنتی جعل یک نام باستانی
پیشگفتار :
در همه کشورها پاسداری از زبان ،فرهنگ و میراث پیشینیان وظیفه دولتمردان می باشد و مردم کمتر خود را درگیر تنشهای بین المللی و رسانه ای می کنند ولی در کشور ما این رویکرد وارونه است ، پاسداشت فرهنگ و ارزشهای میهنی به گرده مردم بوده و هر یورش و تاخت و تاز رسانه ای به کیان این سرزمین را با هوشیاری و سر سختی باور نکردنی پاسخ می دهند ، نمونه بارز این کنشگری ، واکنش شگفت انگیز و خردمندانه مردم میهن پرست ایران به جعل نام دریای هماره پارس از سوی تازی های نژادپرست پلید می باشد ، تازی هایی که نه گذشته ستودنی دارند و نه در گستره جهانی سخنی برای گفتن ولی به یاری دلارهای نفتی و کینه شتری که دارند از نابخردی ، کژاندیشی و خودباختگی سران ایران بهره جسته و هر از چند گاهی دست به جعل نام دریای پارس می زنند و مایه رنجش و خشم توده های آگاه ایرانی می شوند ، مردم ما که از داشتن رسانه ملی واقعی بی بهره اند و از سوی فرمانروایان بیدادگر خویش کنار گذاشته شده انددر فضای مجازی به گستاخی تازی ها پاسخ می دهند و سردمداران ابر رسانه ها را به فرمانبری وادار می کنند و آنان ناچار به پذیرش پیمان های جهانی و بهره مندی از نام دریای پارس می شوند .
این شکوه اهورایی مردمی است که به یاری هوش ،خرد و دانایی خویش هر ترفنداهریمنی را سرکوب و چیرگی خود را بر رسانه های مجازی به رخ می کشند ، در این جستار کوشیده ام تا واکنش های مردمی را به جعل نام دریای پارس و بازتابهای رسانه ای آن را ارزیابی نمایم ، امید که دریای هماره پارس مایه همدلی و خیزش آریایی ها در برابر بد سگالی و پلشتی تازیها باشد .
دریای پارس در رسانه های تازی و ایران
نام دریای پارس بی گمان یک اثر ماندگار و جاودانه است ولی تازیها به سه انگیزه دست به جعل آن می زنند : 1- دشمن تراشی برای پدید آوردن یگانگی در میان خود، 2- کینه دیرینه به نژاد آریایی و آیین شیعه، 3- ایران هراسی ، آنان به یاری رسانه های توانمند خود و با پرداخت رشوه های کلان به سازمان های جهانی در این راه پیروز و هم توانستند مخاطبان تازی را خوشنود وافکار عمومی آنها را با خویش همراه کنند و هم بدلیل همسویی رسانه های باختری ، تازی ها چیرگی خود را به رخ بکشند و بدون هیچگونه نگرانی از رویارویی رسانه های دولتی ایران یکه تازی کنند ، چراکه نیک می دانندگردانندگان رسانه های ایران چون صدا و سیما و روزنامه ها نه تنها با آموزه ها و نمادهای نژادی و فرهنگی ایران سرسازگاری ندارند بلکه در بسیاری موارد شیوه ستیزه جویانه را با آنها در پیش می گیرند ، این رسانه ها تنها به باورها و ارزشهای دینی آنهم سیاسی شده می پردازند و مخاطبان خودی ( همسو ) را چنان بمب باران رسانه می کنند که زمان اندیشیدن به میهن ، سرزمین و پیشینه خود را نداشته باشندو مخاطبان غیرخودی (ناهمسو) که بخش نخبگان هازه (جامعه) ایران می باشند هیچ جایگاهی در رسانه های دولتی ندارند و گاهی به آنان به دیده دشمن نگریسته می شود ، از اینرو تازیان آسوده از اقدام این بخش از ایرانیان به گستاخی های خود ادامه می دهند و هیچ واهمه ای از دولت و رسانه های ایران ندارند و به آسانی و آشکاری خواست شوم خویش را در جعل نام دریای پارس بیان و عملی می کنند و صدا و سیمای نشاید ایرانی به کودک بازیگوشی می ماند که سرگرم بازی کودکانه خویش است و برایش ارزشی ندارد که در پیرامون چه می گذرد و چنین رویکردی همانندی بسیاری به رفتار شاه حسین صفوی به هنگام یورش اشرف افغان دارد ، زمانی که دشمن نزدیک و نزدیکتر می شد او در خانگاه سرگرم نیایش کودکانه بود و به اندازه ای درنگ کرد که تیزی شمشیر زیر گلویش را نوازش نمود و رویای کودکانه اش درهم ریخت و یک کشور و سرنوشتش را به تاراجگران سپرد ، اینک گردانندگان سازمان صدا و سیما نمونه بارز این رفتارند، از اینروست که نخبگان و فرهیختگان میهن پرست ایرانی نا امید از رسانه های ناهمسوی ملی به رسانه های جایگزین و شهروندی در اینترنت (اندرکرت) روی آورده اند و خشم و خیزش خود را آشکار و در برابر هرگونه ایران ستیزی و اقدام تازی ها در جعل نام دریای پارس بی درنگ پاسخ می دهند.
دریای پارس و رسانه های شهروندی
به گواه تاریخ و نویسندگان تاریخ از هرودوت گرفته تا بلخی ، استخری و یاقوت حموی از سپیده دمان تاریخ که آریای ها از زادگاه خود در آریاویچ سیبری به سوی جنوب گسیل وایران بزرگ را پدید آوردند گستره آبی جنوب فلات ایران بنام دریایی پارس نامیده و شناخته شد و سند های برجای مانده از سارگون فرمانروای آشور و نوشته های یونانی ،رومی و اسلام بر این نام تاکید دارند ، ولی از زمان فروپاشی دولت عثمانی و پیدایش کشورهای ریز و درشت تازی نژادو تلاش انگلستان برای رخنه در میان آنان موجب شد تا تازیها که همواره نسبت به ایرانیان و آیین علوی کینه دیرینه داشتند ، دشمنی خود را آشکار نمایند ، از اینرو نخستین بار جمال عبدالناصر رییس جمهور مصر برای پیشوایی خود بر جهان تازی و جبران شکست شرم آور تازی ها از ارتش اسراییل نام دریای پارس را بصورت جعلی بکار برد تا از این دشمنی شیوه تازه ای را برای پیوند میان تازی ها پدید آورد ، در آن روزگار بدلیل نبود رسانه های تاثیرگذار و توانمند توجه چندانی به گستاخی او نشد ولی امروزه به دلیل گستردگی رسانه ها و توانایی مالی کشورهای نوپای تازی ، بازتابهای فراوانی داشته و به خاطر تازیگرایی ، همنوایی و سرسپردگی برخی از سران کشور ما ، خشم و بی زاری فرهیختگان را بر انگیخت و کوشش های نخستین را برای واداشتن دولتمردان در پاسخگویی به گستاخی دنباله دار تازیهادر مجامع بین المللی و رویکردهای صدا و سیما بی نتیجه گذاشت ، از اینرو اندیشمندان ایرانی را واداشت تا خود در فضای مجازی و به یاری رسانه های شهروندی ( تارنما، رایانامه و پایگاه ها) امیدهای دژخیمان تازی را که در اندیشه چیرگی بر ایران و ایرانی و به تباهی کشیدن جهان هستند خاکستر کند ، نخستین باری که جهان پاسخ کوبنده ایرانیان فرهیخته را به اقدام بنیاد نشنال ژئوگرافی دریافت که با انبوه رایانامه و تارنماروبروو فضای مجازی را به شگفتی واداشت و بنیاد یاد شده به خواست مردم ایران گردن نهاد و دلارهای نفتی تازیها کاری از پیش نبرد ، این در حالی است که رسانه های دولتی و بویژه صدا و سیما منفعل و بسیار دیرهنگام دست بکار شد و هنوز هم به اقدام بی شرمانه تازیها ،این رسانه ناکارآمد و کژرو پاسخ درخور نمی دهد و بگونه ای برادری را از آنها گدایی می نماید تا چندگاهی بگذرد و مردم موضوع را فراموش کنند که تازیها چه بر سرشان آورده اند.
امروزه در هر رخداد فرهنگی ، ورزشی ، سیاسی، اقتصادی و ... دشمنان ددمنشانه بر نام دروغین این گستره آبی پافشاری می کنند ،پول هزینه می کنند و از ستیزه جویی باکی ندارند چرا که دولت ایران هیچ گام موثری برنمی دارد و ظاهرا" تنها نگرانی و دغدغه حاکمیت رویدادهای فلسطین است و بس ، چنین است که تازیها
بی درنگ در بازی های آسیایی گوانگ ژو به یاری پرداخت های کلان درفش ایران را وارونه آویزان می کنند ، امسال در مسابقه رسمی میان سپاهان والعین امارات در پولادشهر اصفهان شعار خلیج همیشه پارس را پایین می کشند با آنکه برابر سندهای رسمی بین المللی این دریا پارس است و پارس خواهد ماند ولی در درون سرزمین خودمان و پلیس ایرانی بدستور داور اردنی این بی شرمی را مرتکب می شودو این نشان از بی تفاوتی رسانه به ظاهر ملی و کاملا"ضد ایرانی دارد و این نگرش را بارها به اثبات رسانده است ، این رسانه به تقسیم مخاطبان به خودی و غیرخودی و به حاشیه راندن غیرخودی هاو بمب باران رسانه ای افکار عمومی خودیها با نمادهای دینی و بی تفاوت کردن آنها به نمادهای ملی و یک بعدی سازی خودی ها کاری کرده است که بیشتر مخاطبان صدا و سیما واکنشی به پایمال شدن حقوق ملی و نژادی خویش نشان ندهند و بی تفاوت از کنار گستاخی بیگانگان بگذرند و تنها به آموزه های دینی راغب بوده و در صورت زیر سئوال رفتن و یا هتک حرمت نمادهای به ظاهر دینی ولی با انگیزه سیاسی چنان برافروخته شوند و هدایت گردند که خواست دستگاه پرورنده پیام را برآورده نمایند ، ولی بخش غیر خودی یا بهتر بگویم گروه فرهیخته ، روشن نگر و کارآمد هازه (جامعه) ایرانی با تکیه بر دانش ، هوش و باورهای ژرف دینی و ملی و با بهره گیری از رسانه های جایگزین یا شهروندی (تارنما و رایانامه) هرگونه ترفندی بیگانگان را پیش از فراگیر شدن رصد و ابر رسانه ها و بنگاه های سخن پراکنی را وادار به پذیرش خواست آرمانی خود می کنند درآذر ماه امسال به دستور فرمانده نیروی دریایی آمریکا از نام جعلی استفاده شد که در آغاز با پاسخ کوبنده ارتش میهن و آنگاه با گسیل انبوه پیام کاربران اینترنتی محکوم و خاموش گردید ، گرچه این پایان ماجرا نیست و بدلیل گستردگی رسانه ها و رخنه دولت های تازی در بنگاه های گزارشگری بازهم گواه اینگونه رفتارها خواهیم بود ولی همگامی ایرانیان میهن پرست و هوشیاری کاربران اینترنتی می تواند تازی های سرکش و سرمست از فزونی سرمایه را رسوا و اندیشه های اهریمنی و جهان ستیزی آنان را به مردم جهان بشناساند و افکار عمومی سراسر گیتی را با خود همراه کند ، ما با شناخت درست مخاطبان و بازخوانی کارنامه سیاه هزار ساله تازیان در کشتار ، ویرانگری، واپسگرایی، دانش سوزی ، ترور، دژخیمی، و بدکارگی، می توانیم یک خیزش جهانی در برابر آنان داشته باشیم. چه کسیست که نداند تازیها در پی نابودی بشریت هستند؟؟! آری این را به نیکی ردیافته اند پس جهانیان باید بدانند
که این همه کودک یتیم ، سرهای بریده ، شهرها و روستاهای ویران شده ، ترورها ، خشونت ها ، برده داری نوین ( تجارت سیاه زنان و دختران برای شهوترانی) ، جنگها و بیداد و ستم های بیشمار در سراسر گیتی رهاورد شوم تازیهای نژادپرست پلید است ، آری در هر آزاری ، آسیبی، گزندی و آشوبی در گستره هستی پای تازیان در میان است و این نگرش اگر در رسانه های جهان پخش و ملتهای به خواب رفته را بیدار و شومی اندیشه تازیهای پلشت آشکار گرد ، آتشفشان خیزش ملتهای بیزار از ستم تازیان به خروش خواهد آمد و طومار آنها را در هم خواهد پیچید و آرزوهای اهریمنی این نژاد بدنهاد فرو خواهد ریخت و دیگر زهره آنرا نخواهند داشت که به هیچ سرزمینی ، ملتی ، نژادی و آیین دیگری بتازند و در پی درنده خویی خود باشند .
دور نیست روزی که برتری رسانه های شهروندی و تاثیر ژرف اندیشه های بالنده و پویا بر قدرت هایی که به سیم و زر خویش تکیه کرده اند و نمیدانند که در آینده قدرت در دست رسانه های مردمی ، شهروندی و جایگزین خواهد بود و چیرگی رسانه های آنان پایان خواهد یافت، تازیها این آفت های دین و دانش بدانند که » اگر دانش در ثریا باشد مردانی از پارس آنرا بدست خواهند آورد« و باز بشنوند سخن شیرخدا را که گفت »تازیها را با فخر و مباهات چه مناسبت که میان مارهای گزنده می خوابیدند ، آبهای آلوده می نوشیدند ، دختران خود را زنده به گور می کردند و برای یک شتر خون برادر می ریختند « و زیباتر اینکه پیامبر گرامی می گوید :»من از تازیم ولی تازی از من نیست« براستی که آب های نیلگون دریای پارس شایسته و سزاوار ابرمردان آریایی است و بس و تازی های پلشت و بدنام جایی در آن ندارند و سرانجام به باور آسمانی و فر اهورایی برتری آریایی ها در گستره گیتی محقق خواهد شد .
منابع :
کانون پژوهش های دریای پارس به نشانی www.persiangulfstudies.com
پایگاه دانشجویان به نشانی ww.daneshju.ir
کتاب خلیج پارس نامی به قدمت تاریخ و میراث فرهنگی ،محمد عجم ،نشر نوپا،1383